گذشتیم از دنیای هم
دلهایمان گره نخورده باز شد
راهمان یکی نشده جدا شد
آرزوهایمان یادداشت نشده پاک شد
آغوشم سرد
دستانم تنها
سرم بی تکیه گاه
از آن همه فقط جای لبانت بر لبم مانده
دلم هتل پنج ستاره سابق نیست
هرکه میگذرد
هوای این دل را میکند
وارد که میشود
هر گوشه اش را
عنکبوت یاد تو تار انداخته است
تار هایی که پاره نمیشوند
تارهای خاطراتت
التماست میکنم
برگرد....
نه برای ماندن،
یادت را بگیر و ببر...
(abdorahim)